تبليغاتX
آقا معلم
درخت تو گر بار دانش بگيرد به زير آوري چرخ نيلوفري را

A BOY HAD CANCER AND HE HAD ONE MONTH TO LIVE. HE LIKED A GIRL WORKING IN A CD SHOP VERY MUCH.BUT HE DID NOT TELL HER ABOUT HIS LUV. EVERYDAY HE WENT TO THE CD SHOP AND BOUGHT A CD ONLY TO TALK TO HER. AFTER A MONTH HE DIED. WHEN THE GIRL WENT HIS HOME AND ASKED ABOUT HIM,HIS MOM TOLD THAT HE DIED AND TOOK HER TO HIS ROOM...SHE SAW ALL THE CD'S UNOPENED ............... THE GIRL CRIED N CRIED N FINALLY DIED. YOU KNOW Y SHE CRIED? ÇOZ SHE HAD KEPT HER OWN LUV LETTERS INSIDE THE CD PACKS. SHE ALSO LUVED HIM............. moral of the story: if u love someone...... say to him/her directly don't wait for the destiny to play the role..

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/23ساعت 7:45  توسط عیسی روشی | 


بوی مهرو بوی درس و مدرسه

بر سر هر کوی و برزن می رسد

وازه ها از شهر خوب آفتاب

در شروع صبح روشن می رسد

*******************

در هیاهو و صدای بچه ها

می شود با شاپرک پرواز کرد

یا که در دشت امید و آرزو

راه خوب و تازه ای آغاز کرد

*****************

تا ابد خورشید دانش با همه

مهربان و دوست و همسایه باد

می شود با بچه های مدرسه

دوستی را رنگ و رویی تازه داد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/09/05ساعت 17:50  توسط عیسی روشی | 
چي مي شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده چرا كه ما ديروز وقت نكرديم از او تشكر كنيم
چي مي شد اگه خدا فردا ديگه ما رو هدايت نمي كرد چون امروز اطاعتش نكرديم
چي مي شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود چرا كه ديروز قادر به دركش نبوديم
چي مي شد اگه خدا عشق و مراقبتش رو از ما دريغ ميكرد چرا كه از محبت ورزيدن به ديگران خودداري كرديم
چي مي شد اگه خدا فردا كتاب مقدسش رو از ما مي گرفت چرا كه امروز فرصت نكرديم اون رو بخونيم
چي مي شد اگه خدا در خونه اش رو مي بست چون ما در قلبهاي خود را بسته ايم
چي مي شد اگه خدا امروز به حرفامون گوش نمي داد چون ديروز به دستوراتش خوب عمل نكرديم
چي مي شد اگه خدا خواسته هامون رو بي پاسخ مي ذاشت چون فراموشش كرديم
+ نوشته شده در  جمعه 1385/01/25ساعت 21:34  توسط عیسی روشی | 
دوست عزيز سلام
خواهشمند است در صورت تمايل،به سه پرسش زير با دقت پاسخ دهيد و مرا در انجام تحقيقي آموزشي ياري رسانيد
متشكرم.آرام و پرانرژي باشيد

آنچه را كه مي خواهيد از زندگيتان حذف كنيد بنويسيد(1)
آنچه را كه مي خواهيد در زندگي به آن برسيد يا صاحب آن بشويد بنويسيد(2)
آنچه را كه از بابت داشتن آن شاكر و سپاسگذاريد بنويسيد (3)

ارادتمند شما: عيسي روشي
+ نوشته شده در  جمعه 1384/11/14ساعت 21:44  توسط عیسی روشی | 
همگي در سفر زندگي همسفريم(1).
وجود ما به منزله ي باغي است كه اراده ي ما باغبان آن است.(2)


امروز انتظار بهترين ها را دارم
+ نوشته شده در  جمعه 1384/11/07ساعت 23:29  توسط عیسی روشی |